امروز رفته بودم به يه مدرسه ديگه سر بزنم بعد از رفتن به اونجا وخدا حافظي با دوستم چيزاي ديدم كه خيلي دلم گرفت از اين بي فكري.
توحياط مدرسه كه ناظم داشت بچه هاروبيرون مي كرد در مدرسه كه رسيدم يه عالمه دانش اموز تا من در و باز كردم التماس مي كردن توروخدا در نبند .دليلشو كه پرسيدم زنگ بيكاري داشتن وبايد مي رفتن خونه . يكي مي گفت مامنم خونه نيست يكي مي گفت تنها تو خونه چكار كنم و...
اونقدر سروصدا شد كه خودم تو كوچه خجالت كشيدم واين كه كاري براشون نمي تونستم بكنم بيشتر عذاب كشيدم .
اومدم به طرف خيابون سه چهار تااز بچه هاي همون مدرسه بودن كه داشتن به دوستشون التماس مي كردن با اونا بره واون قبول نمي كرد تااون زمون كه من منتظر ماشين بودم نرفته بودن وداشتند با هم حرف ميزدن . با ايناش كاري ندارم .
دلم از اوناي گرفت كه دائما دم ميزنن اوقات فراقت وپر كنينن و دم از فعال كردن بچه هامي زنن چه جوري اين فكر و نكردن زنگ بيكاري كه توي مدارس راهنمايي هست براي چيه .
يه دانش آموز وسط زنگ يا اول زنگ يا آخر زنگ بيكار باشه كجاي اين كار يه كار تربيتيه اونم توي سني كه خيلي حساسه نمي دونم چه جنبه مثبتي اين كار داشته كه هيچ كس به فكرش نيست . وسالهاست همين جور ي بدون فكر اجرا ميشه . شايد اونا فقط موقع برنامه ريزي فكر اقتصاديشو ميكنن .ولي كاش بدونن همه چيز توي همه جا با كمتر بودجه صرف كردن حل
نمي شه .چون همين يكي دوساعت بچه ها بدون برنامه مشخص اين جوري كه من ديدم تلف بشه . مي تونه خيلي از مشكلات اخلاقي رو به بار بياره .
بازم خدا خير بده بعضي از مدارسي رو كه با همكاري اوليا ء از اين ساعت براي برگزاري كلاس هاي هنري وكامپيوتر و.. استفاده كردن .ولي براي حل اون توي تموم مدارس بايد يه فكر اساسي كرد تا با حذف بيكاري وجايگزين كردن يه چيز خوب به جاي اون مي شه خيلي از دغدغه فكري مدرسه واولياء رو حل كرد.

