تبليغاتX
...تا خدا هست

                 سلام و تشكر از خوانندگان وبينندگان محترم تا خدا هست ..

                                

 

معمو لا همه ما زماني كه دانش اموز بوديم و مي رفتيم مدرسه معلم ها و اساتيد مختلفي داشتيم

 

و يا شايد هم الان داريم .اما گاهي او قات رفتار ،كردار،يا شخصيت يكي از اونها ما رو

 

 مجذوب خودش مي كنه و باعث مي شه ما بعد سالها هنوز هم اسم معلم مي اد سريع ياد معلم

 

محبوبمون مي افتيم ،البته نا گفته نماند كه همه معلما  سعي دارند  در حد خودشون

 

 تلاششون بكنند .

 

اما واقعا جالبه كه بدونيم راز ماندگاري بعضي از يادها چيه ؟

                                   

 

چرا بعضي از معلم ها زود فراموش مي شوند و بعضي ها حتي بعد از گذشت سالها همچنان

 

                                                                در يا دها مي مانند ؟   

 

                    و شايد پي بردن به دليل آن در بهبود كار  ما معلمان بي تاثير نباشد.  

 

 

 

1-بهترين معلم يا استاد دوران تحصيلي تان كدام شخصيت است ؟

 

 

2- كدام اخلاق يا رفتار ايشان  موجب شده يادشان در ذهن شما ماندگار باشد؟

 

 

لطفا در هنگام نوشتن نظرات خود به دوسوال بالا پاسخ دهيد تا بعد از طريق اين

 

 

 وبلاگ به اسم خودتان از آن عزيزان قدر داني شود .

 

 

 

                                راستي من يه مدت نيستم مطمئن باشيد بعد از بازگشتم حتما زحمات شما رو جبران خواهم كرد .

 

                                                                                    (سفر و هزار خطر اگه ديگه نيومدم حلالم كنيد )  

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در جمعه سی ام تیر 1385 و ساعت 0:6 |

بنام حنان مهر پرور

                   

                  

                        فاطمه (س) جان ، مادر خوبي ها

با ولادتت پارسايي تولد يافت،   

 

                            نجابت جوانه زد،

 

                                         عشق شكوفه كرد،

 

                                                     فداكاري جان گرفت،

 

                                                           مادري و زن بودن افتخار شد و

 

                                                                               رايحه ايثار در جهان پيچيد .

 

رازهاي سر به مهر پاكي و عصمت گشوده گشت ،

 

و چشم زنان از ظلمت فقدان اسوه و الگو به نور خيره كننده

 

و جود نمونه وبي همتاي تو روشني يافت.

 

ولادتت ولادت همه پاكي ها بود .

 

 

 

 

 

اي خورشيد تابيده بر بركه خاموش تنهائيم ،شيرين ترين خاطره عمر رفته ام ،

 

اي زيبا ترين موجود هستي و اي رود زلال مهرباني سر چشمه گرفته از ارتفاعات صميميت و صفا،  از

 

 روزي كه چشم بر جهان گشودهام سيماي صميمي و گيراي تو را بر ياد دارم و اخرين خاطرهاي است

 

كه بعد از مرگم از ذهنم زدوده خواهد شد ،نه من با تو اغاز كرده ام و انقدر هم به تو مي انديشم كه بعد

 

 

از مرگم از خاكم گلي به ياد تو برو يد ،گلي زيبا و خوش بو !

 

آخر تو بي هيچ نيازي به من عشق مي ورزي ولي علاقه من به تو از روي نياز است ،

 

   بگذاراين بار فرزندي ناسپاس،كسي كه پاكترين عشق ها را به او مي ورزي به ستايشت ايستاده باشد ،

 

 اما باز كي خواهد توانست به پاكي و صداقت مهر تو تو را ستايش كند ؟

 

هر چه بگويم نخواهم توانست حتي قطره اي از اشكهاي الماس گونه ات را به پاي نهال و جودم جاري

 

 

ساختي جبران نمايم .

 

 

پس با تمام وجود فرياد مي زنم : مرا ببخش مادر

 

با من بمان مادر

                                     دوستت دارم مادر

 

                                                                       ارادتمند شما :مينا                  

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در شنبه بیست و چهارم تیر 1385 و ساعت 13:56 |

سلام

چند روز پيش مادر يكي از دانش اموزام با من تماس گرفت و گفت كه دخترش 5تا تجديد ناقابل اورده وديگه حاضر نست توي كلاس جبراني مرداد هم شركت كنه و اين دانش اموز دوم راهنمايي مردود مي شه و مي خواد ترك تحصيل كنه .

با خود دانش اموز كه حرف زدم براي مدرسه نرفتنش دلايلي داشت .اما ماجراي اين همه تجديدي و اخرش مردودي نشون ميده يه جار كار اشتباهه ، حالا نمي دونم مقصر خود دانش اموزه،معلم ،من مشاور يا اصلا ايراد كار جايي ديگه است . ما كه به دنبال مقصر نيستيم . (بيچاره دانش اموزا ) به خاطر همين اين مقاله رو گذاشتم . گر چه طولاني ولي خوندنش بد نيست .

البته من مقداري از مطالب مقاله رو به خاطر طولاني بودن زياد حذف كردم .

آيا «نگاههاي نفتي» گوشه‌چشمي به آموزش و پرورش خواهد داشت ؟

به گزارش ايسنا، تحقيقات هم نشان مي‌دهد كه 99 درصد كودكان ژاپني در مدارس ابتدايي دولتي كه نظام مالياتي خاصي از آنها حمايت مي‌كند، مشغول به تحصيل هستند. اين نظام مالياتي به گونه‌اي تنظيم شده كه هزينه آموزش كودكان ژاپني در تمامي شهرها و روستاهاي اين كشور يكسان باشد؛ بطوري كه اگر مناطقي از شهرها يا ايالتهاي ثروتمند بخواهند هزينه‌هاي آموزشي خود را افزايش دهند، بايد هزينه‌هاي آموزشي تك‌تك مدارس كشور را افزايش داده و بار مالياتي آن را نيز متحمل شوند.

ژاپني‌ها همچنين معتقدند همانطور كه منابع آموزشي براي كودكان يكسان است، تجربه‌هايي كه دانش‌آموزان در مدرسه كسب مي‌كنند نيز بايد مثل هم باشد، چرا كه ژاپني‌ها اعتقاد راسخ دارند براي رشد افراد، تجربه مهم‌تر از تفاوتهاي ذاتي است. در نتيجه طبق مطالعات تطبيقي بهترين دانش‌آموزان ژاپن در آزمونهاي بين‌المللي تحصيلي از بهترين دانش‌آموزان آمريكايي پيشي گرفته و نمره‌ دانش‌آموزان متوسط ژاپني در اين آزمونها از نمره‌ دانش‌آموزان متوسط آمريكايي بيشتر بوده و ضعيف‌ترين دانش‌آموزان ژاپني نمراتي به مراتب بالاتر از ضعيف‌ترين دانش‌آموزان مدارس آمريكايي دارند.

اين در حاليست كه در ايران جداي از مردودي سالانه يك ميليون دانش‌آموز، كارشناسان نسبت به موقعيت دانش‌آموزان در مطالعات جهاني «تيمز» و «پرلز» اظهار تاسف و اين پرسش را مطرح مي‌كنند كه «چرا اين مهم به عنوان هشدار، به اندازه كافي مورد توجه جامعه قرار نگرفت؟»

قاسمي‌پويا، همچنين عدم مشاركت را علاوه بر واقعيت‌گرايي از موانع توسعه آموزشي در كشورمان بيان و تاكيد مي‌كند: هم اكنون نماد اين مشاركت در كشوري همانند آمريكا به عنوان ثروتمندترين كشور جهان در قالب هياتهاي آموزشي حتي در حد تعيين مطالب كتابهاي درسي ديده مي‌شود، يعني در حال حاضر بر اساس گزارش سازمانهاي بين‌المللي، موسسات غيردولتي بال، بازو و دست آموزش و پرورش كشورهاي جهان هستند و لذا تنها به يك وزارتخانه تكيه نمي‌شود.

وي اذعان مي‌كند: متاسفانه بر خلاف اين رويكرد جهاني، آموزش و پرورش ما خود را «تافته جدا بافته» دانسته و خيلي به مردم، والدين، متخصصان و اهل نظر وقعي نگذاشته و خود را محور تنظيم برنامه و ديگران را مطيع مي‌داند.

اين كارشناس تعليم و تربيت، لازمه ايجاد تحول بنيادي در آموزش و پرورش و حركت همسو با تعليم و تربيت جهان را تغيير شرايط اقتصادي و اجتماعي جامعه خوانده و تصريح مي‌كند: هم اكنون نزديك به 70 درصد اقتصاد ايران را نفت مي‌چرخاند ؛ لذا در حاليكه جهان از «دانايي‌محوري» ياد مي‌كند، ايران به اين امر تنها در حد حرف اكتفا كرده است.

قاسمي‌پويا با بيان اين كه هم اكنون مسايل مالي در جامعه از مشاركت و تفكر مهمتر است، به ايسنا مي‌گويد: اگر به جاي اين كه در به ‌در، دنبال دريافت پول بوديم، از افراد، انديشه، تفكر و مغز مي‌خواستيم و به آنها عمل مي‌كرديم، اولا شاهد فرار مغزها نبوديم و ثانيا متفكران بزرگي از بطن اوليا و مربيان تربيت كرده‌ بوديم.

به گزارش ايسنا، جداي از اين عوامل در نظام آموزشي ژاپن، معلمان به دانش‌آموزان نمره مهم يا نمره‌اي كه در زندگي آنها تاثير بگذارد، نمي‌دهند، حاصل اين مهم، جز پويايي تدريس نيست. در ژاپن نمرات مهم آنهايي هستند كه دانش‌آموزان به هنگام ورود به پايه آموزشي بعدي به دست مي‌آورند؛ لذا هيچ دانش‌آموزي در ژاپن مردود نشده يا پايه‌اي را تكرار نمي‌كند و به جهت نمره‌هاي امتحاني خود از ادامه تحصيل كنار گذاشته نمي‌شود.

اين در حاليست كه در كشورمان، نگاهي به آخرين آمار مردودي 178 هزار و 411 دانش‌آموز ابتدايي، 411 هزار و 326 دانش‌آموز راهنمايي و 428 هزار و 558 دانش‌آموز پايه اول متوسطه فاجعه رو در روي آموزش و پرورش كشور و بحران روحي آن براي دانش‌آموزان را آشكارتر مي‌كند. درحاليكه كه ژاپني‌ها كوشيده‌اند شادي و لذت را با فرايند يادگيري بياميزند، استدلال آنها نيز آن است كه وقتي دانش‌آموزان ياد بگيرند كه در فعاليتهاي غيردرسي با يكديگر شادي و تفريح كنند، براي درس خواندن با يكديگر در شرايط رسمي نيز آمادگي پيدا مي‌كنند.

به گفته قاسمي‌پويا، هم اكنون در نظام آموزشي كشور ما، ايستگاههاي بسياري براي نگه‌داشتن دانش‌آموزان ايجاد شده است كه اين امر حتي، با در نظر گرفتن ميزان مردودي لطمات بيشتري در بر خواهد داشت؛ چرا كه اساسا كيفيت، كارايي و كارآمدي آموزش و پرورش كشور بالا نبوده و برخي تحصيلكرده‌هاي آن _ حتي با كمك به قبولي _ بعد از 20 سال به مشاغل كاذب مي‌پردازند.

وي به شكاف بين نظر و عمل در آموزش و پرورش اشاره و بيان مي‌كند: ما مدام نظر داده‌ايم، اين براي كارشناسان كه حرفه آنها نظريه‌پردازي است، ايرادي ندارد؛ اما مسؤولان بايد در جايگاه عمل، نظريات را اجرايي كنند.

 

اين كارشناس تعليم و تربيت با اشاره به اين كه برنامه‌هاي طراحي شده كنوني اگر چه تحولي در آموزش و پرورش است، اما از آن جا كه عملي نمي‌شود، نمي‌توان اميدي به بهبود داشت، خاطرنشان مي‌كند: ما حتي ايدئولوژيها و آرمانهاي خود را در حد نظريه نگه داشته و آنها را عملي نكرده‌ايم.

به گفته وي در كشورهاي پيشرفته دنيا همچنين سازمانهاي غيردولتي براي آموزش و پرورش توليد فكر مي‌كنند، اما متاسفانه در جامعه ما چون فكر خريداري ندارد، قيمتي هم ندارد، لذا جامعه مغزگريز بوده و به نخبگان ارج نمي‌نهد.

قاسمي‌پويا با تاكيد بر اين كه امروزه در دنيا پژوهش به ويژه در مسايل بنيادي از اساسي‌ترين عناصر توسعه است، به ايسنا مي‌گويد: تنها 6/0 درصد توليد ناخالص ملي كشور به تحقيق اختصاص مي‌يابد كه تازه گاهي اين ميزان را نيز نمي‌توان در آموزش و پرورش جذب كرد؛ چراكه اساسا نيروي پژوهشگر در جامعه وجود ندارد.

وي با اشاره به اين كه عوامل ياد شده به دانش‌آموزان لطمات بسياري وارد مي‌كند، مي‌افزايد: اگر دانش‌آموز نخبه‌اي تحويل جامعه مي‌شد كه در مملكت خود ماندگار باشد، آن زمان مي‌توانستيم ارزش افزوده نخبگان را با مردوديها سر به سر كنيم، اما متاسفانه نخبه تربيت شده با هزينه دولت نيز، در كشور ماندگار نيست.

اين كارشناس تعليم وتربيت ، چاره رفع معضلات آموزش و پرورش كشور را تغيير ديدگاههاي سياستگذاران از نگاه نفتي به نگاه علمي و تكنولوژي جهان امروز دانسته و تاكيد مي‌كند : سياستگذاران بايد از ايده‌آلها و شعارهاي از قبل تنظيم شده در ذهن خود، دوري جسته و جامعه را دچار تناقضات ذهني‌شان نكنند.

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: اجتماعي - آموزش و پرورش

News.gooya.com

خبر نامه گويا

 

باتشكر  

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 و ساعت 14:45 |

                          سلام بر مهدي موعود (ع)               

 

  نكند كه....
براي اينکه بيايي انتظار را به تنگ مي آورم يأس را بر سر دار مي کنم . نرگسي ها و ياس هاي

 

دلم را آب مي دهم و براي همه از بذرهايي که در دلم کاشتي مي گويم ، از غروبهاي سخت و زيباي

                                         

                                           انتظار۱

با داس  هاي عشقت ، علف هاي هرز را نابود مي کنم . خارها را مي کنم و دانه دانه را با زهر اشک

 

شستشو مي دهم و بر هرچه و هر کس که سد راهت است فرو مي کنم و با نوش اشک پا های منظرانت

 

                                     را بوسه باران مي کنم .

 

براي اينکه بيايي چشمهايم را باز مي کنم کفر و عناد ها را مي بينم ، و تا آنجا که لايق باشم چند

 

 برابر اين کفر و عناد از بذرهايي که در دلم کاشتي برداشت مي کنم و در دلها مي کارانم .


 

        يا مولا ! مي ترسم از اينکه روزي بلغزم و خاري شوم و بر دستان مبارکت فرو روم .


                 نه . . . نه . . . از خدا مي خواهم آن روز را روز مرگم قرار دهد .

 


يا مولا صاحب الزمان (عج) ! براي آمدنت ثانيه ها را با گرماي عشقت آب مي کنم تا زود بيايي .

 

 

يا مولا ! نکند اين زود ، دير شود .


از فراقت به جواني همگي پير شديم

 

بي تو از وادي دنيا همگي سير شديم

گو گدايان در اين خانه بيايند که ما

 

از گدايي به در تو همگي مير شديم

آقايم سلام....

نوشته شده از طرف عليرضا(از خوانندگان وبلاگ)

 

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در پنجشنبه پانزدهم تیر 1385 و ساعت 15:37 |

فصل مدرسه تموم شد و من مد تي است  كه از مدرسه  دور افتاده ام و دلم براي دانش اموزان تنگ شده.

 

 خاطرات و قصه شيرين ايام خوش مدرسه بر صفحه ذ هنم نقش مي بند د.

 

 .ياد ايامي كه فارق از همه وابستگي هاي روزمره قدم بر  مدرسه گذاشتم.تا با شوق تدريس بر كلاس  هاي پر

 

اضطراب مدرسه با دنياي خيالي عزيزاني اشنا شوم كه در سخت ترين مرحله از رشد زندگي شان هستند .

 

وبايد  قصه هاي پراميد وشادي و غم تاريخ زندگي  را برايشان بيان مي نمودم.

 

      و چه روزهاي كه منتظر بودم تا چشمان پر از التهاب عزيزي با نم نم اشك ها بيانگر غصه هايش باشد.

 

 .ياد ايامي كه از سختي هاي آناني  تنها اميد شان را لطف حق مي داننستند و خوب مي دانستند كه بيان

 

مشكلاتشان براي من فقط دلشان را براي چند لحظه تسكين مي دهد.

 

 ياد  مادراني كه خسته از زندگي نا موفق خود پناهگاهي جسته و گوشي براي شنيدن رنجهاي كشيده خو د

 

بيابند. و شكايت از تلخي زندگي شان كنند .و بعد از سالها زجر كشيدن در زندگي  دنبال يك راه حل ...

 

واقعا دنياي عجيبي است و مردمانش عجيب تر !

 

گاه چشمان معصومي كه از خجالت اينكه مادر ناتوني امور ماليش را  با من در ميان مي گذارد و او در نظر خود

 

مجسم مي كند كه تمامي كاخ خيالي ارزوها  كه در پيش من ساخته بود ويران گرديد .اما...

 

 

گاه چشمان خونبار طفلي كه نا خوداگاه بر قيل وقال پدر و مادر حضور يافته و سهم خود را از اين زندگي پر از

 

جنجال خواسته و امانصيبش چيزي جز ...

 

گاه اشك مادري كه خود كتك خورده تا عصبانيت پدر بر دير رسيدن مواد كه با سيلي بر صورت دخترك

 

معصوم را جلوگيري كند تا كسي از دردشان در مدرسه از دخترك سراغي نگيرد . ولي خود صورت سياهش را

 

با گوشه چادر مي پوشاند .

 

و اينكه اين دانش اموزان كه تشنه محبت اند و مي توانستند عشق هاي ناب خود را نثار پدر ومادر خود كنند نثار

 

معلمين خود مي كنند و انها را عزيزتر از مادرو هر كس در دنيا  مي دانند و اگر اين معلمان باشند كه نثار

 

محبت به انها دريغ كنند و با انها بيگانه باشند  و لحظه هاي از احساسشان را درك نكنند .وانها   در كو چه

 

بازارها به دنبال پيدا كردن جرعه اي از محبت خيالي اند  ...

 

 

و اينكه يادتان ا زمن نمي گردد جدا                 چون شما سر چشمه شعر منيد

 

                                           يادتان همواره سبز            

 

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در یکشنبه یازدهم تیر 1385 و ساعت 15:7 |

                            بنام حنان مهر پرور

طراوت چشمان مستت عالمي را از ياد خواهد برد.

 

 اي نور ،اي خورشيد تابيده بر عالم كه چشم من ياراي ديدنت را نيست.

 

 و گوش هاي مادي،تشنه شنيدن صدايت ،

 

اي منجي كاش صدايت برايم يك آرزونمي شد و نگاه بر چهره ات يك رويا ...  

         

مي دانم روزي خواهي آمد

 

انروز ديگر گلهاي نرگس رنگ و بوي ديگر خواهند يافت

 

اري خواهي امد تا گلهاي شقايق ديگر داغدار نباشند

 

تا ديگر كسي نخواند شقايق  داغدار است !

                              

و اين هم نامه يكي از خوانندگان وبلاك به  يوسف زهرا(عج)

باتقدير وتشكر از ايشان

 

اللهم عجل لوليك الفرج

  كِي؟كجا؟....
ياسها در کنار پنجره گل داده اند و درختان آبستن شکوفه اند.


چقدر در راهروهاي دلواپسي و نگراني به انتظار بنشينم؟ چقدر؟!


کي مي آيي تا ترکهاي دلم را در برابر تو شماره کنم!


سپيده که مي زند با خودم مي گويم اکنون در چشم اندازم ظاهر مي شوي و با يک سبد شکوفه نور نگاهم

 

 را با بهار لبخندت معطر مي کني.


به تو مي انديشم چون تو در ذهن مني و جز تو هيچ کس نمي تواند جاي خالي ات را پر کند. دروازه قلب

 

من به روي تو باز است چون تويي سنگ صبور من.


چرا نمي آيي تا بسان کودکي به بالينت بنشينم و زار زار بگريم و بگويم از غمهايم.


جوابم را بده آخر بگو چه وقت به ديدنم مي آيي. شب يا سپيده دم.


به من بگو از کدامين راه عبور مي کني از کدامين شهر مي گذري؟ از کدام خيابان مي آيي؟


در کدام ساعت؟ در کدام دقيقه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ز اين بن بست تنگ من مني ها
ببر ما را به دشت روشني ها

به قرآن، بي تو احساسي غريبيم
در اين دنياي آدم آهني ها

آقايم سلام.....
نوشته شده توسط عليرضا 85/3/29

 

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در سه شنبه ششم تیر 1385 و ساعت 0:3 |