تبليغاتX
...تا خدا هست

 

                               در تبلور گلهای بهاری نوروزتان پیروز

 

یکسال رفت و دریغ از روزهای گم شده و ساعت های از کف رفته !چه ها می توانست بشود و نشد  و چه ها

 

شد که نباید می شد !چه کسی گفته که بر گذشته افسوس نباید خورد ؟

 

 

باید نشست و برای این شاخه هایی که با ناله ای درد ناک از درخت عمر جدا می شوند فکری کرد و برای

 

 آنا ن که قرار است فردا بشکنندگریست .

 

 از خواب بیدار شویم با مشتی آب بیداری غقلت را از رویمان بشوئیم و بیاییم غبار را از صورت آیینه پاک

 

کنیم و اگر نقش ما را راست ننمود اورا نشکنیم خود را بشکنیم و از نو بسازییم

 

ساعت را کوک کنیم و به عقربه های آن قول بد هیم که هیچ وقت فراموششان نکنیم و از آنها عقب نما نیم و

 

یادمان باشد که وقت طلا نیست ،با ارزش تر از هر طلا ست

 

بیایید عنکبوت ها را از سقف اتاق برانیم و خا نه شان را که سخت بی بنیان است خراب کنیم و از این پس هم

 

نگذارییم هیچ عنکبوتی بر رابطه هایمان تار ببند د.

 

 

 شیشه هارا با گلاب عشق پاک کنیم تا همه چیز از پشت آن هویدا شود ،درختانی که آب از برگها یشان می

 

چکد و پر نده هایی که در جشن تولد شکو فه ها رقصانند .

 

تن حوض را از لجن پاک کنیم تا و قتی تن کسی در آن فرو می رود برای همه عمر سیاه نشود و بدتراز همه

 

به زندگی لجنی عادت نکند .اگر دیوار های حوض سیاهی لجن را می خواهند ماهییهاگناهی ندارند آنها را

 

بگیریم و در تنگ بلور بیندارییم و بگذارییم تا احساس سپیدی و تازگی عید را لمس کنند زندگی در یک تنگ

 

تنگ به گردش در یک حوض فراخ با دیوارهایی لجنی شرف دارد .

 

 

خاک گلدان ها را عوض کنیم تا از این پس گلها بهانه ای برای بی عطری و بی مهری نداشته باشند

 

کنار رودخانه برویم پا هاییمان را بشورییم تا دیگر هر راهی را نروند و چشمهایمان را بشورییم تا همه را

 

همانطور که هست ببینند و زبانمان را بشورییم تا از مایه تلخی و تندی پاک شود .

 

پاک ترین سفره ها را بیندازییم و در آن دوشمع روشن کنیم یکی در سوگ آنچه رفت و یکی به نیت روشنایی

 

آنچه می آید .

 

آیینه ای بگذارییم ودر آن خودمان را ببینیم تا بدانییم هر لحظه چه صورتی دارییم .قران را ببوسیم ودر برابر

 

آیینه بنشانییم که چون فقط با خودش مساوی است .یک سیب سرخ به نیت عشق و عر فان

 

واگر سبزه ای سبز کرده ایم با غرور آن را سر سفره بیاوریم و شیر ینی یک ساله را یک جا سر سفره

بگذارییم .و شیرینی زندگی را به همه هدیه دهییم .و بدانیم

 

 

امسال بهارمان بوی شادمانی می دهد و قران خود در بهار به ما عیدی می دهد سعی کنیم در خواب نمانییم

 

یادمان باشد همدیگر را فراموش نکنییم برای هم دعا کنیم و  با هم بخوانیم :

 

یا مقلب القلوب و الا بصار یا مدبر الیل و النهار و یا محول الحول و الا حوال حول حالنا الی احسن الحال

 

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 0:55 |
 

                                          

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 و ساعت 0:47 |