تبليغاتX
...تا خدا هست
  

شهادت یگانه دخت عالم هستی تسلیت باد

 

       ترا روح زلال عشق فهمید

صدای بال بال عشق فهمید

ترا در سایه گل خانه دادند

                      ترا سوز دل پروانه دادند                 

 

تو با عطر محمد(ص) خو گرفتی

تو در چشم علی (ع)پهلو گرفتی

تو را ام ابیها نام دادند

چرا چون غنچه در طوفان نهادند

 

تو که گل از نگاهت باز می شد

وعشق از چشم تو اغاز می شد

تراکه روزهایت رنگ غم شد

ترا این عمر هجده ساله کم شد

 

گل سرخ محمد ناله کردی

 تمام خاک را الاله کردی

شبی کز سقف شب نیرنگ بارید

مگو بر صورت گل سنگ بارید

 

شبی که چشمها سیلاب می شد

دل سنگ از مصیبت آب می شد

ترا در خاک دیدن تاب جان نیست

قدم های علی(ع)را آن توان نیست

قدم های علی(ع) آهسته می شد

شب از حجم مصایب خسته می شد

 

پس از داغ پیامبر درد با ماست

تمام زخمه شیعه از همانجا ست

چه کرد این داغ با پروانه عشق

چرا غافل شد از خانه عشق

 

شب تار و عجیبی بود آن شب

عجب شام غریبی بود آن شب

سحر می رفت تا فردا را بجوید

علی اندوه خود را با که گوید

 

علی بعد تو نامش مرد درد است

وشبهای مدینه بی تو سرد است

صدای سبز نخلستان هم بلند است

خدا یا این زمین هم دردمند است

پس از داغ پیامبر درد با ماست

تمام زخمه شیعه از همانجاست

                         

شاعر :مریم ابولی

 

+ نوشته شده توسط دوست آشنا در پنجشنبه دهم خرداد 1386 و ساعت 1:22 |