عرفه......نیایش
عرفه آمد و رفت و من هنوزدرکوچه پس کوچه های
تنگ وتاریک دلم سرگردانم....هنوز دلتنگم و هنوزغریب....
امسال هم عرفه، قسمت نشد در عرفات باشم....نتوانستم
همنفس با فرشتگان و همصدا با مولایم
در بهترین سرزمین"عرفات" نیایش کنم........
عرفه روز دعاست.خداخودبه دعا امر فرمودند
وبه اجابت،ضمانت.
نمی دانم......
چه دعایی کردیم و چه چیزی را از خدا خواستم .
واقعا نمی دانم چه دعای باید می گفتم که نگفتم و چه باید
می خواستم و نخواستم .
بار الها،خواسته های دلم به وسعت عالم و آدم است،
امااز تو می خواهم آگاهی ،عشق ، نیاز ومبارز
راکه فلسفه نیایش های زیباترین روح پرستنده
"حضرت سجاد (ع)"است از من نگیری ......
خدایا بر محمد و آلش درود و رحمت فرست.......
خدایا،حتی برای لحظه ای مرا به خودم وا مگذار ،
مرا ببخش و بیامرز......
" آمین یا رب العالمین "
و فردا عید قربان است .عید قربان عید از خود گذشتن ، عیدی که انسان
می خواهد و دوست دارد که بهترین و محبوبترین و شیرینترین هستی
خود را تقدیم حضورسبزپروردگار جهان کند. 
و بگوید ای محبوبترین محبوبها!
من با همه ی وجود با همه ی سجود با همه ی عشق و اخلاص به حضور
تو می آیم و قربانی می کنم آنچه را که لایق تو باشد.
ولی می دانم که در برابر عظمت توهیچ نیست .
نجوایی مرا به خود می خواند . 
و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه
آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟
مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ 
خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟
اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه
هست و هر که هست – بايد به منا آوري و برايقرباني،
انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"
، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه
"مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است
و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذار
د تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه
ترا به "فرار" مي خواند
آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند،
و عشق به او، کور و کرت مي کند
ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس
مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت
، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش،
از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش،
همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي،
او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص
باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي،
يک " نقطه ضعف"!
پس اماده شو ...
" این مطلب از خودم نیست نو یسندشم نمی دونم کیه"

